حسن حسن زاده آملى
399
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
قائم است به قيام قيّوم تعالى ، فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ « 1 » . و از اين جهت حشر را قيامت گويند و پايدارند كه : خلقتم للبقاء لا للفناء . چه مظاهر اسماء لطفيّه و چه مظاهر اسماء قهريّه . « چونكه پرّيد از دهانش حمد حقّ * مرغ جنّت ساختش ربّ الفلق » در حديث وارد است كه حمد حق تعالى كه به جاى آورى مرغ بهشت مىشود به اذن ربّ الفلق ، يعنى شكافندهء موادّ از حبوب و بيوض و شكافندهء ظلمات به ادخال صور فعليّات و انوار وجودات . « گرچه نطفهء مرغ باد است و هوا » . يعنى ميانهء مادّتين شباهت است ، اگرچه مادّه با صورتش مخالفت زياد دارد بعد از آنكه مناسبتى ميان هر مادّه با صورتش هست ، و آن شباهت آنست كه چنان كه مادّهء مرغ جنّت هواست كه نفس انسانى هواست كه مادّهء كلمات لفظيّه مىشود ، و طيّبهء از آنها صعود به اوج سماء جبروت و لاهوت مىكند إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ « 2 » . مادّهء مرغ دنيوى هم باد و هواست كه بر مادّهء طيور هوا غالب است كه خفّت دارند و طيران مىكنند چنان كه بر مادّهء حيوانات زمينى و مائى ، ارض و ماء غالب است كه ثقيلاند . « آب صبرت آب جوى خلد شد - اه » . آب صبر و مهر و ودّ و ذوق طاعت و مستى و شوق ، اشارت است به اسباب انهار اربعه كه در سورهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ذكر شده كه : مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى « 3 » . « يعنى حال جنّت و قصّهء آنكه وعده شده به پرهيزكاران آنست كه در آن نهرهاست از آب صاف گواراى غير متعفّن ، و نهرهاست از شيرى كه تغيير نكرده طعم او ، و نهرهاست از شراب طهور لذيذ از براى شاربين ، و نهرهاست از انگبين
--> ( 1 ) - سورهء زمر 39 - آيهء 68 . ( 2 ) - سورهء فاطر 35 - آيهء 10 . ( 3 ) - سورهء محمد ( ص ) 47 - آيهء 15 .